مسیح فرمورد (لوقا ۲۴: ۴۴) که نوشتهها و پیشگوییهای کتابمقدس به این روز مشخص در تاریخ بشری اشاره میکردند و شما الحال شاهدان آنید. پس مسئولیتی رسانیدن پیام قیام به همه دنیاست. اما پیام مرگ و قیام خود را توبه و آمرزش گناهان معرفی کرد. چرا؟
روزی واعظی ازیک رادیوی مسیحی میخواست موعظه کند . درست قبل از موعظۀ او یک آگهی تبلیغات بازرگانی بود. کمپانی فروش آبجو میگفت هر جا که این آبجو باشد آن جا حیات است. درست بعد از این تبلیغ واعظ باید موعظه میکرد. پس چنین گفت: این تبلیغ درست نیست چون در آبجو حیات پیدا نمیشود بلکه در عیسی حیات پیدا میشود.
آن کمپانی خواست او را سو کند (ادعای خسارت کند). وکیل کمپانی با واعظ تماس گرفت و پرسید در دادگاه چگونه میخواهی از خودت دفاع کنی؟ واعظ گفت خیلی آسان است. سر راه دادگاه به قبرستان میروم و جسد مردهای را بر میدارم و به دادگاه میآورم و از کمپانی میخواهم که هر چه آبجو دارند بر دهان مرده بریزند، ببینم آیا مرده زنده میشود؟ آیا آبجو میتواند به آن مرده حیات ببخشد؟ ولی ۲۰۰۰سال قبل عیسی وارد قبرستان شد و نزدیک قبر ایلعاذر که مرده بود گفت ایلعاذر بیا بیرون. او که مرده بود زنده شد.
در عیسی حیات است. عیسی گفت من قیامت وحیات هستم . هر که به من ایمان آورد اگر مرده باشد زنده شود .
انجیل لوقا باب ۲۴ آیات ۴۹-۴۴:
آنگاه (عیسی ) به ایشان گفت : ” این همان است که وقتی با شما بودم ، میگفتم ؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است ، باید به حقیقت پیوندد.“ سپس ، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانندکتب مقدّس را درک کنند. وبه ایشان گفت : ” نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم ازمردگان بر خواهد خاست ، و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود . شما شاهدان این امور هستید . من موعود پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.“
کمی قبل از بیان این آیات عیسی روی صلیب مرده واو را در قبرکس دیگری دفن کردهاند و سربازان برای مراقبت از قبر گماشته شدهاند . ولی سه روز بعد خداعیسی رااز مردگان بر خیزانید. او به شاگردان خود ظاهر شد. و یک باربه بیش از ۵۰۰ نفر ظاهر شد. و در یکی از این ظهورات خود این آیات بالا را به شاگردان گفت.
عیسی به شاگردان گفت آن کلماتی را که قبلاً به شما گفتم، داشتم راجع به این لحظه میگفتم که فرا خواهد رسید. هر آنچه که در این کتاب نوشته شده ، چه از شریعت موسی ، مزامیر و امثال و همۀ آنها به سمت این روزبخصوص در تاریخ اشاره میکردند. آن روزی که مسیح خداوند بیاید روی زمین زندگی کند و روی صلیب برای گناهان بشر بمیرد ، و از مردگان برخیزد . و شما شاهدان این چیزها هستید. بنابر این میخواهم شما بروید. این خبرخوش توبه و آمرزش گناهان راموعظه کنید .
عیسی دو کار غیر ممکن را برای بشر ممکن کرد.
۱- اولین غیر ممکن آمرزش کامل گناهان است . یعنی گذشتۀ شما ، امروز شما و آیندۀ شما بخشیده شده است. در هیچ مذهب و مکتبی این آمرزش کامل و مطلق را پیدا نمیکنید .
یک بار درهندوستان از شهر بزرگی به دهکدهای میرفتم و هزاران نفرازمردم در خیابان راه میرفتند و هر چه ازشهردورمیشدم مردم بیشتر میشدند. پرسیدم چرا مردم همه پیاده می روند؟ پاسخ دادند که اینها به معبدی میروند و سعی دارند که حالت کارما پیدا کنند تا به آرامش برسند. هر چه بیشتر راه روند بیشتر امکان این هست که به آرامش دست پیدا کنند. ولی واقعّیت اینجاست که حتی اگر ده بار دور زمین بگردند باز به آرامش نخواهند رسید . چون مشکل، طبیعت بشر است. مشکل گناه است .مشکل خود محوری انسان است. وخدا این مشکل ما را میداند.
او آنقدر من و شمارا دوست داشت که پسر یگانۀ خود را داد که بیاید و یک زندگی بیگناه و بی تقصیری را بگذراند و روی صلیب خشن و بی رحم رومی کشته شود. چرا ؟ تا مجارات من و شما را بر خود بگیرد . تمام خون مقدسش از رگهایش بر روی زمین جاری شد. و وقتی که ایمان میآورید به آنچه که او روی صلیب انجام داد، چیزی مافوق طبیعی اتفاق میافتد و بخشیده میشوید ، آمرزیده میشوید.
بعد از این که عیسی مرد به شاگردان ظاهر شد و گفت: پس بروید این خبر خوش را بدهید. که بدترین انسان میتواند آمرزیده شود. نه با مراسم مذهبی که دائماً تکرارش کند بلکه یک بار عیسی برای همیشه روی صلیب مرد تا من وتو بتوانیم آمرزش را تجربه کنیم وقتی به سوی عیسی میآییم .
معجزهای اتفاق میافتد . ۴۴ سال پیش من ایمان آوردم . گوئی ۲۰۰۰ کیلو بار از دوش من برداشته شد. وقتی آمرزیده میشویم قدرت پیدا میکنیم که در این آمرزش زندگی کنیم . البته معنی آن ایننیست که دیگر گناه نمیکنیم نه ولی هر بار کهمیافتیم وکیلی آسمانی داریم که از ما دفاع میکند. و میگوید که این شخص با خون من پاک شده . اما با توبه و اعتراف . همان عیسی مسیح به طور مداوم ما را از گناه پاک میکند.در فیض او رشد میکنیم .چون فیض او در درون وجود من سکونت گزیده . کلمۀ فیض یعنی یک هدیهای به شما داده شده که لیاقت آن را نداشتید . لیاقت این آمرزش را نداشتید . خدا به خاطر محبت بی نهایت خودش میبخشد.
پس درون قلب من چشمهای هست و این چشمه پر از فیض است . پر از آمرزش است. آنوقت است که من میتوانم آنان را که به من ظلم کردهاند را ببخشم . از چاهی که در درون قلب من است آمرزش را بیرون میآورم.
چند سال پیش تقلاهایی در زندگی دعائی خودداشتم . نمیدانستم مشکل کجاست . ولی روحالقدس با من صحبت کرد و گفت باید او را ببخشی . مردی که در بارۀمن دروغهایی به مردم گفته بود که حقیقت نداشت.گفتم خدایا نمیدانی او با من چه کرده ؟ روحالقدس گفت سمی تو متوجه نیستی که تو در حق من چه کردی .
یهودی ها و رومیها نبودند که عیسی را بر صلیب کردند .چرا ؟ چون او میتوانست ده هزار فرشته را بخواهد که نگذارند روی صلیب برود ولی او مجازات گناه تو را بر صلیب تحمل کرد .من متوجه شدم که گناهان من بوده که مسیح را به صلیب کشیده . من پسر خدا را کشتم . گفتم خدایا ببخش مرا . گفت من قبلاً تو را بخشیدم و بخشش خود را در درون تو گذاشتم . تنها کاری که باید بکنی این است که دستت را ببری به درون وجودت و بخششی را که در درونت گذاشتم بیرون آوری و آن شخص را ببخشی . من این کار را کردم گفتم پدر، من این شخص را میبخشم .آن جا خداوند گفت واقعاً بخشیدی ؟ گفتم بله. گفت اگر واقعاً بخشیدی اورا به یک رستوران دعوت کن . گفتم من او را بخشیدم و تو میخواهی من او را به رستوران خوب هم ببرم ؟ گفت من گناهان تو را باندازهای که مشرق از مغرب دور است از تو دور کردم . اگر واقعاً بخشیدی او را ببر به رستوران . این کار را کردم و آن مرد چقدر معذرت خواهی کرد و گفت”سمی من واقعاً میدانم که به تو چه کردم و چه گفتم . من اشتباه کردم ، واقعاً متأسفم . گفتم تمام شده . من بخشیدم . خدا از طریق عیسی مسیح ، از طریق کار مسیح و از طریق من تو را بخشیده . اگر من به تلخی خود ادامه میدادم ، این تلخی او را آزار نمیداد بلکه مرا آزار میداد .
اگر به مسیح ایمان آورید و از او بخواهید که وارد زندگی شما شود و شما را عوض کند . در ان صورت قدرت دارید دیگران را ببخشید . چون شما بخشیده شدید شما هم میتوانید دیگران را ببخشید . این آمرزش از طریق صلیب مسیح ممکن شده نه از طریق کارهای مذهبی ، نه از طریق مراسم مذهبی .
دومین غیر ممکن : پیام توبه است .
کلمۀ توبه یعنی تغییر کردن . تغییر عقیده ، تغییر راه و روش، تغییر طرز برخورد. انسان نمیتواند طبیعت خود را عوض کند . ، اعمال خود را عوض کند . از انجام بعضی کارها خودداری کند . اما کتاب مقدس چه میگوید ؟
دوم قرنتیان باب ۵ آیۀ ۱۷: اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازهای است .
چگونه شخص تازه میشوم؟
به وسیله آن قدرتی که مسیح را از مردگان برخیزانید . وقتی ایمان میآورم به رستاخیز مسیح ، او میآید و مرا عوض میکند. وارد قلب من میشود او میآید آن چیز مافوق طبیعی را در زندگی من انجام میدهد. آن چه که من و تو نمیتوانیم انجام دهیم . خدا از طریق قدرت قیام مسیح در من وتو انجام میدهد و طبیعت ما را عوض میکند و تبدیل میکند به طبیعتی که ارادۀ خدا را انجام دهد و او را اطاعت کند . شخصی دیگر.
در کلیسایی موعظه میکردم ، خانمی آمد گفت ” دختر من باید ۳۰ سال زندان برود .، چون در حین فروش مواد مخدّر دستگیر شده بود. معتاد هم هست ایا میتوانید با اوصحبت کنید ؟ خانمم رفت پیش او در بارۀ عیسی با او صحبت کرد و آن دختر آمد به کلیسا . وقتی من موعظه میکردم خدا با قلب اوصحبت کرد . او گفت من معتاد هستم ، دکترها نمیتوانند به من کمک کنند . روانشناسان نمیتوانند به من کمک کنند . بیمارستان ها نمی توانند به من کمک کنند . من روح خودم را به شیطان فروخته ام . وقتی صبح از خواب بیدار میشوم مواد میخواهم . وقتی شب میخوابم مواد میخواهم . مراد و معشوق من مواد هستند . هیچ کس نمیتواند به من کمک کند . تو میتوانی به من کمک کنی؟ گفتم نه ! من نمیتوانم به تو کمک کنم ، اما کسی را میشناسم که او میتواند به تو کمک کند . او عیسی است . از مردگان برخاسته ، وبا قدرتی که او را از مردگان برخیزانید ؛ وقتی میآیی به او ایمان میآوری تو تبدیل میشوی همان روحی که او را از مردگان برخیزانید میاد در قلب تو ساکن میشود و تو تبدیل میشوی ان دختر بامن دعا کرد و قلبش راسپرد و رفت و مواد مخدرش را ریخت دورو تا امروز آزاد است . آنچه را که دکترها ، بیمارستانها ، و روانشناسان نتوانستند انجام دهند عیسی انجام داد .
از یک خانوادۀ ایرانی ایمیلی را دریافت کردم. اعضای یک خانوادۀ ایرانی ایمان آورده بودند . دوست خانوادگی آنها از این موضوع بسیار ناراحت و عصبانی بود ولی این خانواده خیلی با آنها مهربان بودند و یک کتات مقدس کودکان به آنها میدهند یک شبخانم دوستشان آن کتاب را میخواند . شب بعد شوهرش خواب عیسی را میبیند . روز بعد پسر ۹ ساله اش میآید به اطاق خواب پدر و مادرومی گوید خدا روی بدن من است . ( روی تمام بدنش چیزهایی بود .) خدا مرا لمس کرده و گفت به شما بگویم ( فکر کنید بچۀ ۹ ساله از یک خانوادۀ غیر مسیحی میگوید خدا گفته به شما بگویم) که برای شما سخت است که عیسی پسر خداست . خدا به من گفته که عیسی واقعاً پسر خداست . پدر و مادر وزانو زدند و ایمان آوردند و قلبشان را به عیسی دادند. زندگی آنها کاملاً دگرگون شده. دیگر آن افراد قبلی نیستند.
نتیجه : ۴۴ سال قبل وقتی توبه وپیام صلیب عیسی و آمرزش گناهان ، برخاستن او از مردگان را شنیدم زانو زدم و نام عیسی را خواندم وقتی بلند شدم و روی پاهایم ایستادم من عوض شده بودم . شخص دیگری بودم . دیگر من آن فردی که وارد کلیسا شده بودم نبودم . ولی کار خدا برای من تمام نشده او میخواهد هرچه بیشتر مرا شبیه عیسی کند .چون قدرت قیامت مسیح همان روحی که عیسی را از مردگان برخیزانید میتواند وارد قلب شما شود و زندگی شما را تبدیل کند .
پس عیسی به شاگردان خود گفت این مژده را ببرید به همه برسانید .
مرگ و مصلوب شدن و رستاخیز مراو توبه و آمرزش گناها ن را به تمام اقوام عالم موعظه کنید . چون دراین جا هست که شما میتوانید قدرت پیدا کنید و تغییر کنید و آمرزیده شوید و همین طور دیگران را بیامرزید.